خواجه نصير الدين الطوسي

188

اخلاق ناصرى ( فارسى )

او مفطور است او را باكتساب آن نوع مشغول گردانند چه همه كس مستعد همه صناعتى نبود و الا همه مردمان بصناعت اشرف مشغول شدندى و در تحت اين تفاوت و تباين كه در طبايع مستودع است سرى غامض و تدبيرى لطيف است كه نظام عالم و قوام بنى آدم بدان منوط ميتواند بود . « ذلك تقدير العزيز العليم » . و هركه صناعتى را مستعد بود چون او را بدان متوجه گرداند هرچه زودتر ثمرهء آن بيابد و بهترى متحلى شود و الا تضييع روزگار و تعطيل عمر او كرده باشند . و بايد كه در هر فنى بر استيفاى آنچه تعلق بدان فن دارد از جوامع علوم و آداب تحريص كنند مانند آنكه چون به مثل صناعت كتابت خواهد آموخت بر تجويد خط و تهذيب نطق و حفظ رسائل و خطب و امثال آن و اشعار و مناقلات و محاورات و حكايات مستظرف و نوادر مستملح ( نمكين ) و حساب ديوان و ديگر علوم ادبى توفر نمايد و بر معرفت بعضى و اعراض از باقى قناعت نكند ، چه قصور همت در اكتساب هنر شنيع‌ترين و تباه‌ترين خصال باشد و اگر طبع كودك در اقتناى صناعتى صحيح نيابند و ادوات و آلات او مساعد نبود او را بر آن تكليف نكنند ، چه در فنون صناعت فسحتى است به ديگرى انتقال كنند . اما به شرط آنكه چون خوض و شروعى بيشتر تقديم يابد ملازمت و ثبات را استعمال كنند و انقلاب و اضطراب ننمايند و از هنرى نا آموخته به ديگرى انتقال نكنند . و در اثناى مزاولت ( مهارت ) هر فنى رياضتى كه تحريك مرارت غريزى نمايد و حفظ صحت و نفى كسل و بلادت و حدت ذكاء و بعث نشاط را مستلزم بود به عادت گيرند .